نامیرا 313

خواندن بی اندیشه بیهوده است ؛ و اندیشه بدون خواندن خطرناک ...

خواندن بی اندیشه بیهوده است ؛ و اندیشه بدون خواندن خطرناک ...

وبلاگی با خرده روایت هایی از تغییر آرزوها و عاقبت آدم ها...
این روزگار است که آدم ها را در محک انتخاب شدن و انتخاب کردن می گذارد ...

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید


  •  چرا حضرت زینب(س) را عقیله بنی هاشم مینامند ؟ 
    

با سلام و تسلیت بمناسبت شهادت حضرت زینب سلام الله علیها

اولا : زینب کبری به خاطر برخورداری از اوصاف عالیه و زکیه ملقب به القاب زیادی شده به طوری که بیش از شصت لقب به آن حضرت در کتب معتبره آمده است .

ثانیا : لفظ عقیله به آن حضرت از همان اوایل کودکی و نیز قبل از وقوع حادثه کربلا داده شده است.

ثالثا : خود لفظ عقیله در میان عرب  : زنی را گویند که در میان خویشانش کریمه و گرامی بوده و درخانه‌اش عزیز و ارجمند باشد .  و کرامت و بزرگواری زینب ـ سلام الله علیها ـ برای تمامی انسانها ثابت شده است.

و رابعا : از جمله ویژگی‌های حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ که او را در این صفت متمایز از دیگران میکرد و به او موقعیت ویژه می‌بخشید عبارتند از :

1- عقل و تدبیرش ایشان بود که در موارد مختلفی در تاریخ ذکر شده است .

2- به خاطر درایت و تدبیر و حلم و بردباریش در بین زنان قریش و بنی هاشم به این صفت شهرت داشتند .

3-شهرت به این لقب در بین بزرگان : ابن عباس وقتی می‌خواهد از زینب چیزی نقل کند می‌گوید:

«حدثتنی عقیلتنا زینب سلام الله علیها

4- خطبه‌ای غراء و آتشین که در کاخ یزید و عبیدالله و در بین مردم کوفه و شام ایراد نمودند که نشان از عقل و تدبیر ایشان است .

5- در حین کوچ دادن اسراء به شام دستور داد محمل‌ها را سیاه پوش کنند بجهت حفظ نهضت حسینی

6- علامة قزوینی در بیان عقیله بودن زینب : سرپرستی آبرومندانه از کاروان و  نجات جان امام سجاد از مرگ حتمی و به لرزه در  آوردن کاخ یزید

7- بیان امام سجاد در مقام علمی حضرت : اَنتِ بحمدالله عالمة بلا معلمة، فهمة غیر مفهمه

8- کسی که در دامان جضرات معصومین علیهم السلام پرورش یافته باشد قطعا این چنین است

بنابراین بعید نیست که این لقب به آن حضرت در دوران خردسالی توسط پدرش امیر المؤمنین به خاطر ذکاوت و

تیزهوشی که داشت داده شده باشد و الله العالم

منابع :

قزوینی، زینب من المهد الی اللحد




                      


 


                                                      یک حدیث قدسی هست که اصلا آدم را از خجالت آب میکند  ...
در حدیث قدسی آمده :

یا مُطْلَقاً فِی وصالنا ، ارْجِعْ . وَ یا محلفا عَلِیِّ هجرنا ، کَفَرَ . أَنَّما ابعدنا ابلیس لانه لَمْ یَسْجُدُ لَکَ ، فواعجبا ، کَیْفَ صَالَحَتْهُ وَ هجرتنا "

"ای کسی که وصال ما را ترک کرده ای، برگرد. و ای کسی که بر جدایی از ما سوگند خورده ای، سوگند خود را بشکن.ما ابلیس را برای این از خود راندیم که بر تو سجده نکرد...

میدونی به زبان عامیانه , یعنی چی؟

فرض کن یه رفیقی داری که خیلی برات عزیزه...

یه روز تو خیابون راه میری و میبینی یه نفر داره با رفیقت دعوا میکنه، انوقته که شما  برای دفاع از دوستت ،با اون طرف دعوا میکنی  و دیگه باهاش قهر میکنی .

اما بعد از چند روز میبینی دوستت داره با اون آدم دوباره معاشرت میکنه و میگه و میخنده.چه حالی پیدا میکنی؟

نمیگی من ,به خاطر تو  با اون دعوا کردم و حالا تو رفتی با اون رفیق شدی و خوش میگذرونی؟!

آره.قضیه ما و خدا هم همینطوره.معنی حدیث بالا همینه. خدا میگه من شیطان رو بخاطر اینکه بر تو سجده نکرد از خودم روندم.

اما تو حالا رفتی با اون هم پیاله شدی و منو ترک کردی.


اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل الفرجهم

منبع : کتاب بحرألمعارف، جلد ۲، فصل  ۶۲


توصیه های دهگانه آقای قرائتی برای عید نوروز

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز به مناسبت در پیش‌بودن ایام عید نوروز نامه‌ای غیر اداری برای همکارانش در ستاد اقامه نماز به رشته تحریر در آورده است که مشروح آن در ادامه می‌آید:


بسم الله الرحمن الرحیم

نامه‌ای غیراداری به همکاران و دوست شما

سلام علیکم

ایام عید و همه اعیاد بر شما مبارک باد

افرادی هستند که از همه فرصت‌ها استفاده می‌کنند و افرادی که فرصت‌ها را از دست می‌دهند، ما از کدام هستیم؟

عید نوروز، هوای مطلوب، تعطیلات، مهمانی، صله رحم، لباس نو، سفر و سیاحت، فرصت‌های مهمی است.

شما همکار عزیز در طول سال به کارهای تربیتی رسمی و شناخته شده مشغولید، می‌توانید از این فرصت‌ها کارهای غیر رسمی ولی گاهی عمیق‌تر از رسمی در لابلای تفریح و دید و بازدید انجام دهیم، از جمله

یک:

افراد محبوب و متمکن فامیل بخواهیم دور از چشم دیگران جلسه‌ای خصوصی برگزار و بعضی از مشکلات فامیل را حل کنیم

و برای آنان اگر می‌توانید به نوعی ایجاد اشتغال کنید و اگر در میان آنان کسی زندان است برای آزادی او تدبیری کنید.

دو:

نوجوانانی که در درس ضعیف و نگران امتحانات دو ماه دیگر آنان هستیم را
خصوصی دعوت کنیم و

تحصیل کردگان فامیل ( فرهنگیان- دانشجویان ) لحظاتی دروس مشکل آنان را کمک و برای امتحانات آنان را از نگرانی بیرون آوریم.

سه:

اگر در میان فامیل کدورتی است و افرادی با یکدیگر قهر هستند از طریق افراد محبوب یا مهمانی ویژه و یا هر راهی که می‌شود تلاش کنیم که آنان را آشتی دهیم.

چهار:

در لابلای دید و بازدیدها برای افراد بی‌همسر تدبیر و مشورتی شود که بهترین واسطه‌گری در اسلام واسطه‌گری در امر ازدواج است.

پنج:

در بسیاری از جلسات به اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است انتقاداتی وارد شود

که ما باید اولاً دقت کنیم که انتقاد نابجاست یا بجا، اگر انتقاد صحیح است اشکالات را توجیه نکنیم زیرا توجیه لغزش‌ها حماقت است

ولی وجود اشکال هم دلیلی بر کنارگیری از مسئولیت‌ها نیست، زیرا انقلاب ما کودتای گروهی خاص نبوده بلکه قیام صدها هزار شهید و جانباز و اسیر بوده و نادیده گرفتن این همه سرمایه خیانت است و وظیفه ماست که از ضعف‌ها بکاهیم و نارسایی‌ها را تکمیل کنیم، کوتاه سخن اینکه توجیه اشتباه حماقت است.

تضعیف خیانت است.

تکمیل رسالت است.

شش:

در دید و بازدیدها به منکراتی می‌رسیم که افراد صاحب نفوذ باید رسالت خود را انجام دهند.

هفت:

در دید و بازدیدها ممکن است به سئوالاتی برسیم که می‌توانیم آن سئوال یا اشکال را یادداشت کنیم و

بعداً با تماس با فرهیختگان پاسخ را دریافت و شبهه پیش آمده را حل کنیم.

هشت:

ممکن است در میان بستگان افرادی نسبت به نماز تارک یا کاهل یا جاهل باشند، از این فرصت با آموزش و تذکرات رابطه آن‌ها را با خدا تقویت کنید.

نه:

در میان صدها هزار سفر سعی کنیم به مسافرین، در راه مانده (ابن سبیل) کمک کنیم و

گاهی از خادمین در جاده (پلیس – هلال احمر- اورژانس و …) حتی‌االمقدور اگر می‌شود با کلمه‌ای تشکر کنید.

ده:

در میان این دید و بازدیدها به بستگان ضعیف و گمنام توجه بیشتری کنیم و حتی می‌توان کمک‌های خود را به اسم عیدی به آن‌ها برسانیم.

همکار عزیز ده‌ها نمونه کار مفید را می‌توان در لابلای دید و بازدیدها انجام داد و چون انجام این کار براساس بخشنامه و اجبار و شرح وظیفه نیست و فقط برای خداست، حتماً از نصرت‌ها و امدادهای الهی بهره‌مند خواهیم شد، زیرا خداوند وعده داده که «ان تنصرو الله ینصرکم و یثبت اقدامکم» و یقین بدانیم که وعده الهی حتمی است.

دوست و ارادتمند و همکار شما

محسن قرائتی

منبع : عروج




یکسال  دیگر هم گذشت ما چه کردیم ؟!!


اخر سال که میشه وقت حساب و کتابه ، یک تاجره، یکی مهندس ، یکی استاد , یک مغازه دار ، خلاصه هر کسی حساب و کتابی داره ، چک هاشو برسی میکنه ، بدهکار نباشه ، طلبشو بگیره و از اینجور کارها ...
اخر سال که میشه در کنار همه زیبایی هایی که طبیعت به ما میده خوبه در کنار محاسبه دخل و خرجومون یه نیم نگاهی هم به وضعیت یکساله خودمون چه شخصی و چه جنبه عمومی و اجتماعی داشته باشیم، همه ما میدونیم که عمر خیلی زود میگذره
یعنی تا چشم به هم بزنیم، نصف عمرمون رفته؛ و همه ما تو این زمینه با هم مشترکیم؛ انسان به پشت سرش که نگاه میکنه، میبینه این دوران مثل برق گذشت و خوشی‌ها، سختی‌ها، تلخی‌ها، شیرینی‌ها، لذّتها، رنجها تمام شد. اگر در این طومار طولانی انسان توانسته باشه یک نقطه‌ای گذاشته باشه که بتونه اون رو پیش خدای متعال محاسبه کنه و امیدی به آن داشته باش، خب چه بهتر؛ امّا اگر چنانچه توی این طومار چیزی نداشته باشه خب ضرر خیلی بزرگی کرده ...

فدای کلام نورانی اهل بیت بشم که فرمودند :

حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَ زِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا وَ تَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَکْبَر.
ترجمه:
از پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است: پیش از آنکه به حساب شما برسند خود به حساب خویش برسید، و قبل از آنکه مورد سنجش قرار گیرید خویشتن را بسنجید، و خود را براى رستاخیز بزرگ آماده کنید.

 وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، ج ‏۱۶، ص ۹۹
در فرمایشات رهبری دیدم که می فرمایند:
« در شرح حال شهید حسن افشردی (باقری) آمده هر روز خطاهای خود را مینوشته؛ در توصیه‌ی علمای اخلاق و بعضی از احادیث و اینها هم هست که خطاهای خودتان را بنویسید، هر شب خودتان را محاسبه کنید. او این چیزها را روی کاغذ مینوشته. ماها رومان نمیشود خودمان بنویسیم، روی کاغذ بیاوریم، علنی کنیم؛ ولو بین خودمان و کاغذ. او در یادداشتهای خود نوشته بود که مثلاً من شب دیدم امروز این چند تا گناه را انجام دادم.
این محاسبه‌ی نفس، خیلی چیز خوبی است. انسان باید خود را محاسبه کند، بعد یکی یکی از انجام گناهان خود کم کند. ما به بعضی از گناه‌ها عادت کرده‌ایم - گاهی انسان پنج تا، شش تا، ده تا گناه را عادت کرده - همت کنیم اینها را یکی یکی کنار بگذاریم؛ این نقاط ضعف را یکی یکی کم کنیم.
اقضی القضات نسبت به انسان، خودِ انسان است. خودمان را فریب ندهیم؛ بفهمیم چه کار میکنیم؛ بفهمیم چه میگوئیم؛ چه حرکتی میکنیم »

یه پیشنهاد :

از اون جایی که بعضی از ما بصورت طبیعی فراموشکاریم و نمی تونیم رفتار یکه هفته و یا یک ماه و یا یکسال مون رو در حافظه نگه داریم چقدر خوبه انسان دائما توی زندگیش یه دفترچه مخصوص داشته باشه و اخیرا دیدم سایت اسک دین نرم افزار محاسبه نفس رو طراحی کرده  که صبح تا شب رو میشه یااداشت کرد و جبران نواقص نمود که بصورت شخصی میتونید از اون نهایت بهره رو ببرید .
 به امید انکه خداونددر این ایام آخر سال از گناهان ما بگذره و توفیق بندگی خودش رو به همه ما عنایت کنه ان شالله
به برکت صلوات بر محمد و ال محمد .

منبع : برگرفته از کلام رهبری khamenei.ir

نصیحت پدرانه





اندازه ما در مقابل جهان هستی

خیلیا میگن : زمین کوچک نیست این کیهان است ک بزرگ است بیاید دیدمان را عوض کنیم!!!

خیلیا میگن : همه ی این میلیارد ها کهکشااااان میشه آسمان اول . و از اون وحشتناک تر اینه که آسمان اول در برابر آسمان دوم مثل انگشتری در یک بیابان بی کران است !

خیلیا میگن : واقعا کره زمین در بین دیگر کره ها در تصاویر زیباست. از دور رنگ بندی بسیار زیبایی داره !!!

ولی باید گفت :

اینجا همون خونه موقت ما انسان هاست ... زمین

میتونه جای با شرافت ترین انسانها باشه ... میتونه در خودش پست ترین افراد رو قرار بده ...

در برابر این همه بزرگی از جهان هستی این ایه از سوره انفطار به ذهنم میرسه :


                                                       
  یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ ﴿۶﴾


                                          
اى انسان چه چیز تو را در باره پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته؟؟؟

در آخر :


خیلیا میگن : ما تصادفی خلق نشدیم.وباید هدف افرینشمون رو پیدا کنیم. پی بردن به عظمت خدای بزرگی که آفریدگار همه هستی است .

مالک الملک ذوالجلال و الکرام



ذکر ورود به اینترنت ....

همه جور ذکری شنیده بودیم الا ذکر ورود به اینترنت !!!  ای بابا مگه چنین ذکری هم وجود داره ؟!

شما راست میگید شاید تو ظاهر چنین تعبیری تو قرآن و روایات نباشه ولی یه ذکری هست که به این موضوع برمیگرده ...

و شاید تداعی این ذکر بیشتر از خیلی جاها نیاز یاشه و بهتره بگیم همه جا ...

اما اینکه چرا اینترنت نیاز به ذکر داشته باشه ؟! نمیگم اینترنت چیز بدیه در کنار همه اون جهت های مثبتش ولی امروزه خطرش خیلی بیشتر از نفعش شده ...

بماند عدم مدیریت زمان،عدم برنامه ریزی ، مغز شده انباری از مطالب غیر ضروری ، منزوی شدن بین خانواده ، مطالب غیر اخلاقی ، جالبه اینکه خلافکارا هم کارشون رو آوردن تو فضای مجازی تبلیغ میکنن و داد وستدی واسه خودشون دارن ... وگاهی اوقات شده ملاک ساعت خواب بعضی ها شده خاموش شدن اینترنت یا تموم شدن شارژ باطری ...

واما اون ذکر چیزی نیست جز :

الم یعلم بان الله یری ؟؟؟ سوره علق:14

(آیا نمی دانست که خدا او را می بیند؟)

امام علی علیه السلام می فرمایند:

از انجام گناه در خلوت دوری کنید ، که خداوند شما را میبیند،و شاهد ، همان قاضی روز قیامت است .

                                                                                                            کتاب جهاد با نفس ص 108

حضرت آیت الله بهجت (ره) می فرموند :

کسی که بداند در مرآ و مسمع خداست ، نمی تواند گناه کند ،

تمام انحرافات ما از این است که خدا راناظر و شاهد نمی بینیم .  

کتاب نکته های ناب ص 75


و در آخر یک پیشنهاد :

 این آیه رو بنویسیم و روی رایانه مون بچسبونیم...ان شالله خدا ڪمڪمون می کنه .


منبع : راسخون

     ۶ پرسش کلان و بنیادین درباره انقلاب اسلامی از زبان رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران                                                               

در آستانه سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، پایگاه اطلاع رسانی Khamenei.ir پاسخ‌ به ۶ پرسش کلان و بنیادین درباره انقلاب اسلامی از زبان رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران را جهت مطالعه کاربران منتشر می‌نماید.


۱) علل و عوامل شکل‌گیری انقلاب اسلامی ایران چه بود ؟

فساد و دین‌ستیزی حاکمان طاغوت

تلاش برای انحراف و ضایع کردن جوانان

بی اعتنایی به رأی مردم، اختناق و مقابله جدی با آزاداندیشی

ظلم و بی‌عدالتی گسترده در کشور با حمایت مستقیم حکومت

عقب‌ماندگی کشور در علم، صنعت و برخورداری‌های عمومی از اولیات رفاهی

وابستگی تمام‌عیار به غرب، خصوصا آمریکا و بی‌اختیاری پادشاهان پهلوی در تصمیم‌گیری

۲) اهداف و شعارهای اصلی انقلاب اسلامی چه بود؟

استقلال‌خواهی و قطع هر نوع وابستگی

حاکمیت اسلام بر جامعه و رواج ارزش‌های دینی در کشور

آزادی بیان و قلم   

عدالت و رفع تبعیض‌ها

پیشرفت مادی و گسترش رفاه

احیای کرامت انسانی و نقش داشتن مردم در حاکمیت بر تعیین سرنوشت خود

زمینه‌سازی برای رشد و تکامل انسانها در جامعه و حذف عوامل فساد

۳) واکنش‌ها و برنامه‌های دشمنان انقلاب اسلامی چه بوده است؟

ایجاد تفرقه قومی و ترویج جدایی‌طلبی در بین اقوام 

حمله نظامی ناجوانمردانه ۸ ساله به کشور   

تحریم و محاصره اقتصادی

تهاجم فرهنگی و هجمه به باورها و اعتقادات مردم

جلوگیری از پیشرفت علمی، صنعتی کشور  

برنامه‌ریزی برای براندازی نظام اسلامی

۴) انقلاب اسلامی تاکنون چه دستاوردهایی داشته است ؟

استقلال در تصمیم‌گیری، حفظ تمامیت ارضی کشور، و رساندن ایران به عزّت و کرامت لایق خود

ارتقاء جایگاه ایران در جهان، صدور شعارهای انقلاب و الهام‌بخشی به حق‌طلبان عالم

گسترش آزادی‌های عمومی، تشویق جوانان به آزاداندیشی و طرح آزاد مباحث

گسترش برخورداری‌های عمومی و امکانات مادّی (در مقایسه با پیش از انقلاب و کشورهای هم‌تراز)

پیشرفت در معنویات و امکان سیر تکاملی در فضای انقلاب

گسترش عدالت اجتماعی   

اهتمام به مبارزه با فساد و برخورد با عوامل فساد

توان ایستادگی در برابر زورگویان و سلطه‌طلبان جهانی

رشد علمی و صنعتی

۵) علل عدم تحقق کامل اهداف انقلاب اسلامی چه بوده است؟

زمان‌بر بودن دست‌یابی به این اهداف بلند    

تحمیل فشارهای خارجی (جنگ، تحریم و...) برای کند کردن حرکت نظام به سمت آرمانها

موانع درونی (ضعف‌های فکری، راحت‌طلبی، عادت‌های اجتماعی غلط)

عدم اهتمام برخی از مسئولین به همه آرمانهای انقلاب

۶) فرجام این انقلاب چه خواهد بود؟

تحقق حیات طیبه برای همه ملت ایران

تشکیل تمدن نوین اسلامی

زمینه‌سازی ظهور حضرت بقیة الله عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف

منبع : پایگاه اطلاع رسانی Khamenei.ir








مهمترین دستاورد های انقلاب اسلامی از زبان مقام معظم رهبری


یک : استقلال در تصمیم‌گیری، حفظ تمامیت ارضی کشور و رساندن ایران به عزّت و کرامت لایق خود :

در دوره‌های قبل از جمهوری اسلامی، همیشه ایران تجزیه شد و همیشه از ایران کَندند. هیچ‌کدام از سلاطین پهلوی و قاجار، این افتخار را ندارند که بتوانند بگویند ما مرزهای ایران را حفظ کرده‌ایم. قاجارها که وضعشان معلوم است. پهلویها هم، شهرهای مرکزی ایران را سالها زیر چکمه‌ی سربازان خارجی انداختند و زن و مرد و ناموس این کشور را به دست آن‌ها دادند. تنها جمهوری اسلامی بود که مردانه ایستاد و نگذاشت که متجاوزین یکقدم جلو بیایند. هشت سال جنگ مگر شوخی است؟! هشت سال جنگ و آن همه فداکاری! جوانان ما در مقابل اتّحاد شرق و غرب و «ناتو» و همه و همه مقاومت و ایستادگی کردند و میهن را نجات دادند.

دو  : ارتقاء جایگاه ایران در جهان، صدور شعارهای انقلاب و الهام‌بخشی به حق‌طلبان عالم :

واقعیتی که امروز در جامعه‌ی ما هست- خارج از تبلیغات و شعار و بزرگ‌نماییهای گوناگون- این است که ما یک کشوری هستیم که بر اثر تکیه‌ی بر باورهای خودمان و اظهار شجاعت در میدان- شجاعت نشان داده‌ایم؛ این‌ها را که دیگر نمیتوان منکر شد- در دنیا یک ملت شاخص شده‌ایم؛ نمیگویم شاخص‌ترین، اما یک ملت شاخصیم. این ایرانی که امروز شما دارید میبینید، این ایرانِ دوره‌ی رژیم گذشته نیست؛ وقتی محاسبه میکنیم، در دنیا، در بین ملتها و دولتها، در محافل سیاسی دنیا، در تعاملات بین‌المللی و در موازنه‌ی بین قدرتهای بزرگ دنیا، این ایران، این ملت و این مجموعه‌ی حکومت، یک مجموعه‌ی درخور احترام یا مجموعه‌ای که ناگزیر باید آن را جدی گرفت و آن را احترام کرد، تلقی میشود. امروز وضع کشور ما این است.
این انقلاب در دنیای اسلام و دنیای عرب امیدها را زنده کرد.
بعضی از کشورهای دیگر تعجب میکنند که چطور ممکن است دولت و کشوری باشد که از قدرتهای مسلط عالم نترسد و ملاحظه نکند؟ امروز، بحمد اللّه این نمونه در دنیا وجوددارد.

سه : گسترش آزادی‌های عمومی، تشویق جوانان به آزاداندیشی و طرح آزاد مباحث (البته در چارچوب صحیح) :


در این جمهوری، هرکس هرچه میخواهد، میگوید. هرکس در هر ممشا و مسلکی که دوست میدارد، سیْر میکند. کسی کاری به کسی ندارد. آن وقت در همین نظام، برخی افراد که فجایع رژیم سابق را تحمّل کردند و لب از لب نگشودند، دم از آزادیخواهی و پایمال شدن حقوق بشر میزنند! در مقابل چنین مسائلی، انسان احساس میکند که بعضی افراد، چقدر بیانصافند!
شما بدانید، ما تحمّلمان خیلی زیاد است. واقعاً در نظام جمهوری اسلامی، تحمّل شنیدن حرف مخالف خیلی بالاست. البته دلایلی هم دارد که طبیعی است. اما غرض‌ورزی و بیانصافی هم حدّی دارد! این‌ها غرض‌ورزی و بیانصافی میکنند. هر وقت که دشمنان ما در خارج از کشور، تهمتی را علیه جمهوری اسلامی عنوان کردند، در همین مطبوعات قسم سوم، به همان شکل یا به اشکال دیگر، تکرار شد.
... البته همه‌ی مطبوعات باید توجّه داشته باشند که خطّ قرمزی وجود دارد و از این خطّ قرمز، هیچ‌کس نباید عبور کند. نه اینکه ما اجازه نمیدهیم؛ در هیچ جای دنیا اجازه نمیدهند. در به اصطلاح دمکراتیکترین کشورها هم اجازه نمیدهند.
این‌ها خطوط قرمز یک ملت است. شما، انقلاب را زیر سؤال ببری، اصل انقلاب را نفی کنی و در نفی نظام جمهوری اسلامی بکوشی؟! خوب؛ این خطّ قرمز است و قابل تحمّل نیست.

چهارم :گسترش برخورداری‌های عمومی و امکانات مادّی (در مقایسه با پیش از انقلاب و در مقایسه با کشورهای هم‌تراز) :

کسانی که ملتهای دیگر را از نزدیک دیده‌اند، شهادت میدهند که ملت ایران نسبت به اسلام و عقاید و احکام اسلامی، یکی از مؤمن‌ترین ملتهای مسلمان است. برای مردم روشن شد که در سایه‌ی اسلام میتوانند زندگی آزاد و برخوردار از نعم معنوی و مادّی داشته باشند. اسلام، ایمان و محبت مردم بود. مردم قیام کردند و این انقلاب عظیم انجام گرفت و به دست آن‌ها، حکومتی بر پایه‌ی اسلام به وجود آمد.

پنجم : پیشرفت در معنویات و امکان سیر تکاملی در فضای انقلاب :

انقلاب اسلامی، انقلاب اسلام است، انقلاب قرآن است، برافراشتن پرچم اسلام است. انقلاب اسلامی افتخارش این است که ارزشهای اسلامی را، توحید را، احکام الهی را و ارزش معنویت اسلام را، دارد به دنیا معرفی میکند و موفق شد. علیرغم همه‌ی دشمنیها ما موفق شدیم. انقلاب اسلامی روحِ غرور اسلامی را، روح افتخار و تفاخر به اسلام را در مسلمانها زنده کرد. آن‌ها با این دشمنند، با این مخالفند.
ما داریم با سرعت این عقب ماندگی‌ها و فاصله را طی میکنیم تا به جلو برسیم. این، مظهر کاملش در جنگ است؛ هم از جهت روحیات انسانی، و هم از جهت استعداد گرایش معنوی، صفا و معنویت و لطافت، که این همه جا بود.

ششم : گسترش عدالت اجتماعی :

کی از شاخصهای مهم، عدالت است. ادعای بنده این است که ما در این زمینه پیشرفت کرده‌ایم؛ البته نه به قدری که میخواهیم. اگر خودمان را با وضع قبل از انقلاب مقایسه کنیم، پیشرفت کرده‌ایم؛ اگر خودمان را با بسیاری از کشورهای دیگر که با نظامهای گوناگون زندگی میکنند، مقایسه کنیم، بله پیشرفت کرده‌ایم؛ اما اگر خودمان را مقایسه کنیم با آنچه که اسلام به ما گفته است و از ما خواسته است، نه، ما هنوز خیلی فاصله داریم و باید تلاش کنیم. این تلاش به عهده‌ی کیست؟ این تلاش به عهده‌ی مسئولان و مردم - با هم - است.

هفتم : اهتمام به مبارزه با فساد و برخورد با عوامل فساد :

ما به فضل پروردگار در دستگاه‌های دولتی و حکومتی فسادِ لانه‌کرده نداریم. بین دستگاهی که ممکن است کسانی در اجزاء آن سوءاستفاده کنند و فاسد باشند، و دستگاه‌هایی مثل رژیم طاغوت‌ که بنیان آن بر فساد است، تفاوت است. در دستگاه طاغوت‌، فساد، سوءاستفاده، دنیاطلبی و حیف و میل اموال عمومی از ریشه و رأس یک سنت و رویه‌ی قطعی و عادت همیشگی بوده است.
در نظام جمهوری اسلامی تعالیم و روش اسلام و امام راحل، جامعه را از چنین چیزی باز داشته است. عناصری سوءاستفاده‌چی همیشه در گوشه و کنار وجود داشته‌اند. کسانی هم در بیرون از دستگاه‌های دولتی، از امکانات آن‌ها برای پُرکردن کیسه‌های خود سوءاستفاده میکنند. باید به‌طور جدی با آن‌ها مبارزه شود. البته مبارزه با آن‌ها کار دشواریست؛ چون پول دارند و به تبلیغات میپردازند و شایعه‌پراکنی میکنند. دشمنان داخل و خارج کشور هم سعی میکنند از حرکت‌های اصلاحی در کشور جلوگیری کنند. اراده و همت و عزم جازم مسئولان میتواند همه‌ی این موانع را از سر راه بردارد و إن شاء اللّه این‌طور خواهد شد.

در نظام جمهوری اسلامی... اگر یکوقت هم گزارشی از برخی بیعدالتیها یا تعرّضها و تجاوزها میرسد، مطلقاً مربوط به کسانی که در رتبه‌های بالای حکومت هستند، نیست. آن کسانی که در رأس قدرتند؛ آن کسانی که در رأس حکومتند، زندگیهایی مثل زندگیهای مردم متوسّط بعضاً پایین‌تر از متوسّط دارند، طمعی به مال مردم ندارند، طمعی به مال دنیا ندارند. خدا را شکر میکنیم که پروردگار عالم، این سنّت و سیره‌ی سجیّه‌ی پسندیده را در جمهوری اسلامی قرار داد که کسی از مسئولان نخواهد به ثروت تفاخر کند.

هشتم : توان ایستادگی در برابر زورگویان و سلطه‌طلبان جهانی :

ما داعیه‌ی محو نظام سلطه را داریم؛ یعنی رابطه‌ی سلطه‌گری: سلطه‌گر و سلطه‌پذیر؛ حتی انسانی هم که در یک کشوری که دولتش صددرصد سلطه‌گر است زندگی میکند، این را رد نمیکند؛ یعنی در مناسبات جهانی، رابطه رابطه‌ی سلطه‌گر و سلطه‌پذیر نباشد. همچنین عدالت و استفاده‌ی از علم برای آسایش بشر نه برای تهدید بشر. بخصوص در طول این دوره‌های اخیرِ بعد از جنبش علمی دنیا- رنسانس- به این طرف و بخصوص در این یک قرن اخیر، بسیاری از آنچه در زمینه‌ی علم انجام گرفته، به جای اینکه برای آسایش بشر باشد در تهدید بشر بوده؛ یا تهدید جان، یا تهدید اخلاق، یا تهدید خانواده؛ و تشویق به مصرف‌گرائی و پر کردن جیب چپاولگران بین‌المللی و صاحبان و پدیدآورندگان تراستها و کارتلها. ما میگوئیم علم، به جای این‌ها در خدمت انسان قرار بگیرد؛ در خدمت آسایش انسان، در خدمت آرامش انسان و در خدمت روح و روان انسان. این‌ها حرف‌هائی است که دنیا نمیتواند رد کند.

نهم : مقایسه پیشرفت انقلاب اسلامی با دیگر انقلاب‌های دنیا :

شما بیست سال بعد از «انقلاب کبیر فرانسه» را، بیست سال بعد از انقلاب اکتبر، یا بیست سال بعد از انقلاب الجزائر را در نظر بگیرید. شما بیست سال بعد از انقلاب کبیر فرانسه حدود سال ۱۸۰۹ را نگاه کنید، چیزی که از فرانسه‌ی دوران لوئی شانزدهم تغییر پیدا کرده، شخص پادشاه است! در سال ۱۸۰۹، پادشاهی به نام ناپلئون بناپارت بر سر کار است؛ یک امپراطور، تاجگذاری کرده و به معنای واقعی کلمه، پادشاهی میکند! آرای مردم و آزادی به آن معنایی که انقلاب کبیر فرانسه برایش تلاش کرد در زندگی و در حکومت مطلقه‌ی ناپلئون، یکذرّه وجود ندارد! بله، تفاوت دیگرش آن است که لوئی شانزدهم، پادشاه کم‌عرضه‌یی بود، در حالی که بناپارت، پادشاهی با عرضه و قوی بود.
بنابراین وقتیکه ما مقایسه میکنیم، میبینیم انقلاب ما بعد از این سالها، آسیبهای گوناگون یک انقلاب بزرگ مثل انقلاب فرانسه، یک انقلاب پرسروصدا مثل انقلاب شوروی و یک انقلاب به اصطلاح اسلامی مثل انقلاب الجزائر را مطلقاً نداشته است؛ و این نشان‌دهنده‌ی بنیه‌ی این انقلاب است.

 دهم : رشد علمی و صنعتی :

نقلاب و نظام اسلامی، کشوری را که‌ حدود هفتاد و چند درصد بیسواد داشته، تحویل گرفته؛ اما امروز ما به کشوری با درصد بسیار بالای سواد تبدیل شده‌ایم که من درصد آن را تعیین نمیکنم، چون نمیخواهم یکی دو درصد بالا و پایین گفته شود؛ اما درصدش مشخّص است. در توسعه‌ی دانشگاه و دانشجو، کشور ما یک کار معجزآسا انجام داده است. بیش از ده برابرِ هنگامی که نظام اسلامی تشکیل شد، ما امروز دانشجو داریم. ما در همه‌ی اقطار کشور دانشگاه داریم. کدام شهر کوچک و بزرگ در اطراف این کشور هست که یکی دوتا یا بیشتر دانشگاه در آن نباشد؟ در عرصه‌ی فناوری- پتروشیمی، نفت، فولاد، تولیدات و صنایع دفاعی- پیشرفتها حیرت‌آور است.
سامانه‌های دفاعیای که امروز در کشور تولید میشود، یک روز به رؤیا و خواب هم نمیآمد که کشور ما بتواند حتّی محصولاتش را داشته باشد؛ اما امروز این‌ها را تولید میکنند. در فناوری برتر که در دنیا با افتخار از آن یاد میشود، مجبور شدند علیرغم همه‌ی دشمنیها بگویند ایران جزو ده کشوری است که توانسته چرخه‌ی سوخت هسته‌ای تولید کند. این چیزِ کمی نیست... این پیشرفتهای مهم به برکت نظام اسلامی به وجود آمده است.
ما از لحاظ روند رشد علمی و فناوری در کشور، جزو شتابنده‌ترینها در سطح دنیا هستیم. منتها چون فاصله خیلی زیاد بوده، این شتاب، الآن نتایجش را به‌روشنی نشان نمیدهد. چنانچه همین شتاب و آهنگ حرکت را بتوانیم به توفیق الهی ده، پانزده سال حفظ کنیم و پیش برویم، آن وقت کاملًا خودش را نشان خواهد داد. من البته مثالهای زیادی برای این دارم. بعضی از مثالها ممکن‌ است برای شما محسوس نباشد؛ چون آنچه را که ممکن است من به عنوان آمار ذکر کنم، شما از آن اطلاعی ندارید، لذا محسوس نیست. اما حالا همین چیزهایی که محسوس است و مشاهده میشود، مثل همین تحقیقات مربوط به انرژی هسته‌ای؛ این، به دست آمده از آن نقطه‌ای است که ما حرکتمان را از آن نقطه شروع کردیم. فاصله‌اش، یک فاصله‌ی دهشت‌آور است؛ ولی این کار انجام گرفت...

یازدهم : حرکت در مرزهای علوم :

مروز سرعت پیشرفت علمی ملت ایران، یازده برابرِ متوسط دنیاست؛ این طبق آمارهائی است که مراکز علمىِ بین‌المللی دارند اعلام میکنند و اطلاع میدهند. امروز در ابعاد مختلف و در زمینه‌های گوناگون ـ در زمینه‌های سیاسی، در زمینه‌های علمی، در زمینه‌ی بِناء و پیشرفت سازندگی ـ کشور ما بسرعت در حال پیشرفت است.
امروز جوانان دانشمند شما در بیش از ده رشته‌ی مهم درجه‌ی اول علمی و فناوری کشور آنچنان پیشرفتی کرده‌اند که در ردیفهای اول دنیا - یعنی در ردیفهای کمتر از دهم دنیا - قرار گرفته‌اند؛ اینها به برکت حضور مردم است. این حضور، این اعتماد متقابل، این احساس مسئولیت عمومی هرچه ادامه پیدا کند، کشور پیشرفت بیشتری پیدا خواهد کرد. خط امام، این است.

دوازدهم : پیشرفت فوق العاده در علم پزشکی و داروسازی :

من یک وقتی این روایت را که از معصوم (علیه‌السّلام) است، عرض کردم، که فرمود: «العلم سلطان»؛ یعنی علم و دانش برای یک ملت و برای یک فرد مایه‌ی اقتدار است. «من وجده صال و من لم یجده صیل علیه»؛ کسی که این قدرت را پیدا کند، دست برتر را دارد و آن کسی که نتواند قدرت علمی را به دست بیاورد، زیردست باقی میماند و دیگران بر او دست برتر را خواهند داشت. علم و فناوری یک چنین خصوصیتی دارد. امروز حرکت کشور در جهت به دست آوردن دانش و فناوری در بسیاری از رشته‌ها، بخصوص در رشته‌های بسیار نو و برترِ کشور مشهود است. در بخشهای گوناگون؛ در بخش زیست‌فناوری، در بخش هوافضا، در بخش نانوفناوری، در بخش سلولهای بنیادی، در تولید رادیوداروهای بسیار مهم، در تولید داروهای ضد سرطان، در تولید موتور توربینهای بادی که وابستگی انرژی کشور را از نفت تا حدود زیادی از بین میبرد، در تولید ابررایانه‌ها که برای کشور بسیار مهم است، در فناوری انرژیهای نو - که همه‌ی اینها از دانشهای سطح بالای دنیا هستند - خوشبختانه انسان مشاهده میکند که دانشمندان ما و جوانان ما به نحو فزاینده و شتابنده مشغول پیشروی هستند؛ به طوری که من در پیام نوروزی هم دیشب عرض کردم، آدرسها و گزارشهای مراکز معتبر بین‌المللی نشان میدهد که در این قسمت، کشور شما از بسیاری از کشورهای عالم پیشتر دارد حرکت میکند و شتاب کشور چندین برابر متوسط شتاب جهانی است.

سیزدهم : فن‌آوری هسته‌ای :

ما در صنعت هسته‌ای پیشرفت کردیم. که غنیسازی بیست درصد محصول سال ۹۰ است. این غنیسازی بیست درصد، همان چیزی است که در سال ۸۹ آمریکائیها و دیگران برای تولید آن شرط گذاشتند. ما میباید برای مرکز اتمىِ آزمایشگاهی تهران که مال رادیوداروهاست، اورانیوم غنیشده‌ی بیست درصد تهیه میکردیم؛ چون سوخت بیست درصدمان تمام شده بود...           
با وجود این‌همه مشکلات، این‌همه مانع‌تراشیها، جوانان ما گفتند خودمان درست میکنیم. در سال ۹۰ اورانیوم غنیشده‌ی بیست درصد را اینها برای سایت هسته‌ای تهران تولید کردند و آن را به دنیا اعلام کردند؛ دشمنان ما ماندند متحیر! با اینکه میدانند مرکز هسته‌ای تهران مخصوص رادیوداروهاست - یعنی برای نیاز بیمارستانها و آزمایشگاه‌های ما در سرتاسر کشور است و هزاران بیمار به این رادیوداروها احتیاج دارند - درعین‌حال نمیدادند، نمیفروختند، شرط میگذاشتند، باجگیری میکردند. جوانان ما خودشان آن را تهیه کردند. کار پیچیده‌ای هم بود، کار سختی هم بود، اما از عهده برآمدند و انواع و اقسام رادیوداروها الان در همین مرکز تهران با سوخت داخلی تولید میشود. این مال سال ۹۰ است.        
در سال ۹۰، در همین صنعت هسته‌ای، تولید صفحه‌ی سوخت را در کشور انجام دادند؛ که اگر من بخواهم آن را هم شرح بدهم، طولانی میشود. من مقاله‌ای را میخواندم که از یک روزنامه‌ی آمریکائی نقل کردند که همین دو سه روزه منتشر شده. میگوید ایران در مسئله‌ی هسته‌ای یک استثناء است. چین به مسئله‌ی هسته‌ای رسید، از کی گرفت؛ پاکستان رسید، از کی گرفت؛ هند رسید، از کی گرفت؛ ایران از کی گرفت؟ آن مقاله مینویسد: از هیچ کس. این در شرائطی بود که هم تحریم بود و امکانات پیشرفت هسته‌ای به او نمیدادند، و هم با او مبارزه میکردند؛ مثل همین ویروس رایانه‌ای که داخل تشکیلات ما فرستادند. دانشمندان ما، جوانهای ما در مقابل اینها ایستادند، پیش رفتند و نقشه‌ی دشمن را خنثی کردند. او حتّی به ترور دانشمندان هسته‌ای ما اشاره میکند. اینها چیزهائی است که دشمنان ما دارند میگویند. این مقاله در روزنامه‌ی واشنگتن پست درج شده است .

منبع : پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR


آتش‌نشانان خاطرات فداکاری‌های دفاع مقدس را زنده کردند/ همه به این


عزم و شهامت برخاسته از ایمان ببالند ...


به نقل ازپایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی با بزرگداشت فداکاری با شکوه و مظلومانه آتش‌نشانان مؤمن و با اخلاص در حادثه پلاسکو و با تشکر از همه دستگاهها و افرادی که در این ده شبانه‌روز تلخ با همه‌ی توان، کار بزرگی را به پایان رساندند، خاطرنشان کردند:


این شهیدان، یک بار دیگر خاطرات فداکاریهای دوران دفاع مقدس را زنده کردند و نشان دادند که ایرانی مؤمن آنجا


که پای خطرپذیری برای ادای وظیفه در میان باشد، عزمی راسخ و شجاعتی مثال‌زدنی را تجسّم می‌بخشد 


و در راه خدا متاع جان را بی‌چند و چون عرضه می‌کند.

در آن دنیا فرشتگان به استقبال شهدای آتشنشان می آیند

همچنین به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی اسراء: آیت العظمی جوادی آملی در جلسه درس تفسیر  خود در تاریخ  (95/11/11) که در مسجد اعظم قم برگزار شد، با اشاره به مراسم تشییع پیکر مطهر شهدای آتش نشان حادثه پلاسکو اظهار داشتند:


 این شهدای آتشنشانی همه ما را داغدار کردند، افسوس می‌خوریم و گریه هم می‌کنیم، اما این طور نیست که اینها چیزی را از دست داده باشند و چیزی نگرفته باشند! ما نمی‌دانیم آنها چقدر لذت بردند از فرشتگانی که در آنجا به استقبال آنها رفته‌اند، این بخشی که در سوره مبارکه یس هست که

شهیدِ می‌گوید:

   ای کاش شما اینجا بودید و می‌دیدید اینجا چه خبر است و فرشتگان با ما چه کردند؛


                                                «یا لَیْتَ قَوْمی‏ یَعْلَمُونَ ٭ بِما غَفَرَ لی‏ رَبِّی وَ جَعَلَنی‏ مِنَ الْمُکْرَمینَ».

                                  انسان، مرگ را می‌میراند نه اینکه بمیرد

 ایشان ادامه دادند: الآن اگر کسی صدای این شهدای آتشنشان را بشنود می‌بیند که می گویند ای کاش بودید و می‌دیدید اینجا ملائکه با ما چه کردند! ما خیال می‌کنیم انسان که می‌میرد تمام می‌شود در حالی اینگونه نیست بلکه انسان، مرگ را می‌میراند نه اینکه بمیرد. این بیان نورانی سیدالشهداء(سلام الله علیه) در روز عاشورا همین بود فرمود مرگ پلی است که زیر پای شماست «صَبْراً بَنِی الْکِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ» مرگ یک پلی است که شما روی آن پا می‌گذارید و از آن عبور می‌کنید.


آیت الله العظمی جوادی آملی اذعان داشتند: این بیان نورانی را ائمه(ع) فرمودند که «مَنْ‏ رَدَّ عَنْ‏ قَوْمٍ‏ مِنَ الْمُسْلِمِینَ عَادِیَةَ مَاءٍ أَوْ نَارٍ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ»؛ اگر کسی قیام کند نگذارد جایی آتش بگیرد یا نگذارد جایی را سیل ببرد، بهشت برای او واجب می شود! این را همین خاندان اهل بیت(ع) گفتند که عِدل قرآن کریم هستند، دینِ ما به همین بیان اهل بیت(ع) وابسته است. در نتیجه از این طرف دلسوزی و گریه و اشک در فقدان آنها هست اما بدانیم که در آن طرف فرشتگان به استقبال آنها می‌آیند.


به یاد شهدای آتش نشانی اسطوره های همیشه ماندگار ...

نماز شب اول قبر (نماز وحشت) را در هر موقع از شب اول قبر می‏شود خواند، ولی بهتر است در اول شب بعداز نماز عشا خوانده شود .

برادر وخواهر! نماز وحشت هدیه ای است از شما به کسی که از دنیا رفته است، این نماز را برای دیگران بخوانید تا دیگران هم برای شما بخوانند.


بنابر منابع فقهی، نماز وحشت را به یکی از دو صورت ذیل می‌توان خواند:


  • صورت اول: در رکعت اول بعد از حمد، یک مرتبه آیة الکرسی و در رکعت دوم بعد از حمد، ده مرتبه سوره قدر بخواند، و بعداز سلام نماز بگوید: « اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمدٍ وَ آلِ مُحمدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها اِلی قَبرِ فلان بن فلان». (به جای فلان بن فلان، نام میت و پدرش را ببرد) .

  • صورت دوم: در رکعت اول یک مرتبه سوره حمد و دو مرتبه سوره توحید (قل هو اللَّه) و در رکعت دوم یک مرتبه سوره حمد و ده مرتبه سوره تکاثر را خوانده و بعد از سلام نماز بگوید: « اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ وَ آلِ مُحمّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها اِلی قَبرِ فلان بن فلان (به جای فلان بن فلان، نام میت و پدرش را بگوید) 

  • ثواب خواندن این نماز

    پیامبر(ص) درباره ثواب خواندن این نماز فرمودد :

    «بر میت ساعتی سخت‌تر از شب اول قبر نمی‌گذرد. پس بر مردگان خود رحم کنید و برایشان صدقه دهید و اگر نتوانستید، دو رکعت نماز برای شخص درگذشته بخوانید. پس همان لحظه حق تعالی هزار فرشته به سوی قبر او می‌فرستد که با هر فرشته جامه‌ای و حلّه‌ای است، و تنگی قبر او را تا روز نفخ صور وسعت می‌دهد و به نمازگزار به عدد آنچه آفتاب بر آن طلوع می‌کند، حسنه عطا می‌کند و او را چهل درجه بالا می‌برد.»
  • منبع کتاب مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی (ره)
 



در روز قیامت دو آشنا یکی جهنمی و دیگری بهشتی به هم می‌رسند : 
           

جهنمی به بهشتی می‌گوید ؛ آیا ما با هم برادر نبودیم، رفیق نبودیم، همکلاسی نبودیم،

همسایه، همکار و ... نبودیم ؟  پس چرا تو به بهشت می‌روی ولی من جهنم ؟!

آدم خوب جواب می‌دهد : بله ؛ ما با هم آشنا بودیم و یکجا زندگی مےکردیم ، ولی شما ۴ اشکال در کارتان وجود داشت که ما نداشتیم :
 
1. در امتحانهای الهی رد شدید و خود را هلاک کردید
 
 2. به مومنان حسادت ورزیدید و برایشان بدی خواستید
 
 3. در دین خدا شک کردید
 
4.آرزوهای باطل شما را مغرور ساخت

آیه ۱۴ سوره حدید گفتگوی دونفر در قیامت را بیان می‌کند که در دنیا با هم آشنا بودند و در این گفتگو به چهار علت مهم جهنمی شدن اشاره می‌کند:
 

«یُنادُونَهُمْ أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ قالُوا بَلی‏ وَ لکِنَّکُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَکُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْکُمُ الْأَمانِیُّ»

برای همین هست که می بینیم در یک خانواده، یکی اهل نماز و عبادت و یکی اهل گناه و معصیت است.
 
و در قیامت معلوم می شود که سعادتمند واقعی چه کسی بوده است.
 
منبع سایت راسخون :  برگرفته از سخنان آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)



 

       شش فضیلت از فضائل و مناقب حضرت زینب سلام الله علیها


1. صبر حضرت سلام الله علیها :

«شهید مطهری» در این رابطه می نویسد: « در حماسه حسینی آن کسی که بیش از همه درس تحمل و بردباری را آموخت و بیش از همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید خواهر بزرگوارش زینب ـ سلام الله علیها ـ بود».1

و در ناسخ التواریخ آمده است: «محققاً از آغاز خلقت تاکنون  هیچ زنی از زنهای انبیاء و اولیاء با این حلم و بردباری پدید نیامده است».[2]

2. عبادت آن حضرت :

«زینب کبری در تمام مدت اسارت تهجد و نماز شبش تعطیل نشد»[3]

در کتاب ریاحین الشریعه آمده است:

«شب زنده داری زینب در تمام عمرش ترک نشد حتی شب یازدهم محرم».4

3. سخنوری آن حضرت:

خطبه های آتشین و زیبای زینب در کوفه و شام که یزید و یزیدیان را رسوا ساخت در حد اعلای فصاحت و بلاغت بود. شهید مطهری در این رابطه می نویسد:

«خطابه ای که حضرت زینب در مجلس یزید خوانده است از خطابه های بی نظیر دنیاست».[5]

4. علم آن حضرت:

زمانی که حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ خطبه پرمحتوا و آتشین خود را در بازار کوفه ایراد نمود، امام سجاد ـ علیه السلام ـ در تأیید مقام علمی زینب ـ سلام الله علیها ـ فرمود: الحمدلله تو دانشمند و عالمه ای بدون معلم و بانوی خردمندی بدون استاد می باشی».[6] این سخن امام سجاد ـ علیه السلام ـ نشان دهنده علم لدنی آن حضرت می باشد

5. بزرگواری آن حضرت:

 در بزرگواری آن حضرت ـ سلام الله علیها ـ همین نکته بس که زمانی که در عصر روز عاشورا دو پسرش را شهید کردند از خیمه پای بیرون نگذاشت،[7] در حالی که هنگام شهادت سایر شهدا از خیمه بیرون می آمد و امام حسین ـ علیه السلام ـ را دلداری می داد ولی اینجا برای این که برادرش حسین ـ علیه السلام ـ خجالت نکشد از خیمه بیرون نیامد.

6. شباهت حضرت به پدر بزرگوارش :

خلاصه باید گفت: «شئونات باطنیه و مقامات معنویه حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ نایبه زهرا، امینه خدا.. . را هیچ کس نتواند به تحریر و تقریر در آورد».[8]  «ابن اثیر» می نویسد: «زینب در فصاحت و بلاغت و زهد و عبادت و فضیلت و شجاعت و سخاوت شبیه ترین مردم به پدر خود علی ـ علیه السلام ـ و مادر خود فاطمه ـ سلام الله علیها ـ بود».

منابع:

[1] . مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، تهران، انتشارات صدرا، چاپ بیست و یکم، سال 1375، ج 2، ص 225.

[2] .  سپهر، عباسقلی خان، ناسخ التواریخ، جزء اول، کتابفروشی اسلامیه، ص 73.

[3] . مطهری، مرتضی، تفسیر سوره مزمل، تهران، انتشارات صدرا، 1364، ص 68.

[4] . محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج 3، ص 61.

[5] . مطهری، مرتضی، فلسفه اخلاق، تهران، انتشارات صدرا، 1375، ص 59.

[6] . محلاتی، ذبیح الله، پیشین، ج3، ص 75.

[7] . همان، ص74.

[8] .  سپهر، پیشین، ص 73




پرسش : چرا رابطه مجازی با نا محرم اشکال دارد؟


اگر روابط با نامحرم فقط از طریق نامه، تلفن، اینترنت و صرفا یک رابطه مجازی باشد، چه اشکالى دارد؟


اگر با کسی در اینترنت حرف میزنیم و نمیدانیم که دختر است یا پسر،آیا اشکال دارد؟


  واقعا هدف از ارتباط چیست ؟؟؟؟

در این گونه موارد باید دید هدف از این روابط چیست و چگونه رابطه‌‌اى مورد نظر است .
وقتى از ارتباط دختر و پسر سخن مى‏گویید، مرادتان چه نوع ارتباطى است؟ باید نوع آن مشخص گردد تا بتوان درباره درستى و نادرستى اش داورى کرد. آیا مراد ارتباط آموزشى و تحصیلى است یا اقتصادى یا اجتماعى و یا...؟ اختلاف جنسیت طرفین ارتباط در مقررات کلى و برخى از شرایط روابط انسانى مؤثر است؛ ولى محتواى روابط را تعیین نمى‏کند. بدین سبب، ارتباطى خاصّ به نام ارتباط دختر و پسر نداریم. ما در کلاس درس شرکت مى‏کنیم و از محضر استادى که از جنس مخالف است، بهرمند مى‏شویم و ارتباط آموزشى برقرار مى‏گردد؛ ولى هرگز در درستى این ارتباط که بر مقررات یاد دهى و یادگیرى استوار است، تردید نداریم. البته اگر در همین کلاس پیامى جز یاددهى و یادگیرى مبادله شود - حتّى‏ اگر موعظه باشد - ما را از تحصیل که هدف اصلى است، دور مى‏سازد و چه بسا سبب زیان‏هاى جبران‏ناپذیر مى‏گردد.

بنابراین، آنچه درستى یا نادرستى ارتباط را تعیین مى‏کند رعایت مقررات و شرایط حاکم بر ارتباط و پایبندى به نقش و حدود رفتارى تعیین و تعریف شده دو طرف است نه جنسیت آن‏ها.

 رابطه علمی یا کاری چطور ؟؟؟

البته زمانى که رابطه با نامحرم صرفا جنبه‌‌ى کارى یا علمى دارد، نه تنها چنین روابط غیر حضورى، بلکه روابط حضورى نیز اشکال ندارد. مثال بارز آن در روابط معلم و شاگرد در مدارس و دانشگاه‌‌‍‌هاست. در بیش‌تر موارد، هر دو طرف بحث مى‌‌دانند که مسأله‌‌شان صرفا یک مسأله‌‌ى علمى است و فقط مى‌‌خواهند مشکل علمى آنان حل شود. چنین روابطى نه فقط در دانشگاه‌‌ها، بلکه در حوزه‌‌هاى علمیه نیز رایج است و همگان به راحتى و بى‌‌هیچ اشکالى آن را درک مى‌کنند.

اما همین که مى‌‌گوییم «رابطه با نامحرم»، معلوم مى‌‌شود مطلب، فقط یک مسأله‌‌ى علمى یا شغلى نیست، بلکه هدف دیگرى دارد. به تعبیر دیگر، انسان هر کارى انجام مى‌‌دهد، انگیزه و هدفى دارد و سؤال این است که هدف و انگیزه از این «ارتباط با نامحرم» چیست؟ اگر هدف، همان جنس مخالف بودن او است، معلوم مى‌‌شود که عامل آن قوه شهویه یا همان شهوت‌رانى است و اگر قبول کردیم که شهوت‌رانى در مسیرى غیر از مسیر صحیح خود خطاست، این جا نیز همان طور است.

فقط نکته‌‌اى که باید بدان افزود این است که گاهى لطمه‌‌اى که روابط غیر حضورى مى‌‌زند، اگر بیش‌تر از روابط حضورى نباشد، کم‌تر نیست. زیرا انسان قوه‌‌ى خیال دارد و بسیارى از انحرافات از همین تخیلات باطل سرچشمه مى‌‌گیرد؛ گاه شهوت‌رانى‌‌هایى که با تهیج قوه‌‌ى خیال آغاز مى‌‌شوند، به مراتب شدیدتر از شهوت‌رانى‌‌هایى هستند که از تحریک حسى آغاز شده باشند. متأسفانه باید اذعان کنیم که بسیارى از فیلم‌سازان غربى به این مطلب پى برده‌‌اند و لذا در سال‌‌هاى اخیر، بسیارى از فیلم‌‌هاى مبتذلى که وارد بازار مى‌‌شود، دیگر به نشان دادن کامل صحنه‌‌هاى جنسى نمى‌‌پردازند، بلکه صحنه‌‌ها را تا چند لحظه قبل و چند لحظه بعد نشان مى‌‌دهند تا افراد با نیروى تخیل خود، آن بخش از صحنه را بازسازى کنند.

در نتیجه از نظر اسلام  :


از نظر اسلام در حفظ حریم در ارتباط با نامحرم فرقی بین محیط واقعی و محیط مجازی وجود ندارد و ارتباط در محیط مجازی همانند خلوت دو نامحرم است و چون کسی به آنجا راه ندارد، بنابراین محل اشکال است. البته با توجه به احکام و متون اسلامی اگر ترس و خوف افتادن به حرام و یا قصد لذت بردن در میان نباشد، اشکالی وارد نیست. در تشخیص خوف و قصد لذت انسان خود مهمترین قاضی خویش است و از وضع خویش گاه است .

باید توجه داشته باشیم گاه در شروع ارتباط با نامحرم هیچ قصد و احساس گناهی در میان نیست ولی چه بسا همین هم صحبتی ها غرایز جنسی افراد را تحریک کرده و یک الفت و محبت شهوانی بین مرد و زن ایجاد می شود و این نقطه ی آغاز انحراف و فساد است. بنابراین بر هر مسلمانی لازم است در برابر شکسته شدن مرزهای شرعی ایستادگی کند و چنانچه قصد بالا بردن آگاهی های خود را دارد ترجیحا به همجنسان خود مراجعه کند.

و این دلیل روشنى است براى اثبات این موضوع که گاه روابط غیر حضورى نیز مى‌‌توانند تا این اندازه مخرب واقع شوند. اکنون باید گفت وقتى دوستى در قالب نامه‌‌نگارى و اینترنت و... است، فکر و ذهن انسان به فردى از جنس مخالف مشغول مى‌‌شود و فعالیت قوه‌‌ى خیال (خیال‌‌پردازى) در این زمینه آغاز مى‌‌گردد و این جا به جاى این که از راه دیدن و لمس کردن، شهوت تحریک شود، همان تحریک از راه خیال‌‌پردازى حاصل مى‌‌شود و به همان دلیل که تحریک شهوت جز در محدوده‌‌ى معین یعنی ازدواج، خطاست. این ارتباط با نامحرم از راه نامه‌‌نگارى و اینترنت و... نیز خطا مى‌‌باشد.


راهکارها :

در فرهنگ دینی، اسلام به ما توصیه می کند، روابط دختر و پسر در حد ضرورت باشد و فرد روح و ذهن خود را از این گونه امور آزاد گرداند؛ هنگامی هم که فرد به سن رشد و بلوغ می رسد، با مشورت بزرگان و خانواده، مقدمات امر مقدس ازدواج را فراهم ساخته، و محبت های صادقانه خویش را در کانون گرم خانواده بارور سازد و بقیه ذهن خویش را از شهوات منصرف و به کارهای عقلایی و شرعی مشغول شود.

علت اینکه چرا اینقدر در مورد این مسائل سفارش شده، این است که یکی از غرایز قوی در انسان شهوات جنسی است که اگر طغیان و سرکشی کند، کنترل آن ناممکن یا مشکل خواهد بود.

وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ. (بقره، 168)


احکام ارتباط با نامحرم در فضای مجازی


برای آگاهی از احکام ارتباط با نامحرم و در راس آنها چت کردن در فضای مجازی نظر خوانندگان را به سوالاتی که در این زمینه مطرح شده و در مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی طبق فتوای مراجع تقلید به آنها پاسخ داده شده است جلب می کنیم:

*آیا چت کردن با دختر حرام است؟

به نظر آیت الله مکارم با توجّه به این که این گونه ارتباط ها غالباً منشأ مفاسدى مى‏شود، جایز نیست. (۱)
پى نوشت :
۱- آیت الله مکارم ، استفتائات جدید، ج‏۳، ص: ۲۵۷ ،س ۶۸۳٫و ج۱، س۸۱۹ وج ۲، س ۱۰۴۹ .

*آیا چت کردن با جنس مخالف گناه دارد؟

چت کردن با نامحرم، در صورتی که نیاز و ضرورت در بین باشد و ارتباط چت بدون قصد لذت و بدون حرف های تحریک کننده و به مقدار ضرورت باشد، اشکال ندارد.
اگر ارتباط با قصد لذت جنسی باشد و یا حرف های تحریک کننده گفته شود و یا مفسده ای ایجاد کند، حرام است.
هم چنین ارتباط عادی با نامحرم درصورتی که ضرورت در بین نباشد، با توجه به این که هر نوع ارتباط دختر و پسر نامحرم، چه از طریق شبکه اینترنت و چت و چه از راهای دیگر غالبا منشأ فساد است، جایز نیست.
تجربه های مکرر نشان داده که رابطه های دختران و پسران دام های شیطان است و پیامد های منفی دارد. هم چنین صحبت کردن های غیر ضروری با نامحرم از مناسب ترین جایگاه های نفوذ شیطان است. ممکن است ناخود آگاه انسان را به روابط غیر اخلاقی سوق دهد.(۱)
پی نوشت:
۱- سؤال از دفتر آیت الله خامنه ای.

آیا چت کردن با دختر اشکال شرعی دارد؟

به صورت یک حکم کلی، چت کردن همانند دیگر صورت های صحبت کردن زن و مرد یا دختر و پسر نا محرم، اگر مفسده‏اى نداشته باشد و خوف وقوع در حرام نباشد و از روى شهوت صورت نگیرد، اشکالى ندارد.(۱)
بنابراین نظر، گفتگو از طریق اینترنت یا تلفن اگر مفسده ای نداشته باشد، اشکالی ندارد . ولی اگر حرف های شهوی مطرح شود ، یا از گفتگو و چت کردن شهوت ، تهییج شود ،جایز نیست و باید از آن پرهیز شود .
اما برخی مراجع در خصوص چت فتوا به حرمت داده و گفته اند: با توجه به اینکه ارتباط و نامه نگاری دختر و پسر نامحرم، چه از طریق شبکه اینترنت و چت و چه از راهای دیگر غالبا منشأ فساد است ،جایز نیست . چت کردن با نامحرم بدون ضرورت اشکال دارد و گناه است.(۲)

پى نوشت‏ها:
۱-توضیح المسائل مراجع , ج ۱ ،مسئله ۸۸۹٫
۲- آیت الله مکارم ،استفتا آت ،ج ۳،ص۲۵۷، س ۶۸۳؛
احکام بانوان، ص ۱۹۵،
آیت الله بهجت ،استفتاآت ،ج۴ ،سوال ۵۳۰۲٫

*آیا چت کردن نوشتاری با نامحرم حرام است؟

فتوای آیت الله اراکی را در باره چت کردن نوشتاری با نامحرم نیافتیم. لیکن چت کردن با جنس مخالف اشکال دارد، این گونه ارتباط خالی از مفسده نیست (۱). غالبا پیامدهای منفی به همراه دارد، مگر اینکه مقدمه ازدواج باشد یا ضرورت دیگری در بین باشد که در این صورت به مقداری که جهت ازدواج لازم است، و به مقداری که ضرورت باشد و مفسده نداشته باشد ،اشکالی ندارد .
پی نوشت :
۱ . سؤال تلفنی (۷۷۴۶۶۶۶-۰۲۵۱) از دفتر آیت الله خامنه ای .

*چت کردن با جنس مخالف در بحث دینی ومذهبی مثلا حجاب بدون هیچ قصدی گناه است؟

با توجه به این که ارتباط دختر و پسر نامحرم، بدون ضرورت چه از طریق تلفن و موبایل باشد یا از طریق شبکه اینترنت و چت و چه از راهای دیگر باشد، غالبا منشأ فساد است و جایز نیست و اگر صحبت ها تحریک کننده باشد ، حرام است.  تجربه های مکرر نشان داده که رابطه های دختران و پسران دام های شیطان است و پیامد های منفی هم دارد . هم چنین صحبت کردن های غیر ضروری با نامحرم از مناسب ترین جایگاه های نفوذ شیطان است. ممکن است ناخود آگاه انسان را به روابط غیر اخلاقی سوق می دهد.
البته اگر برای ارتباط و صحبت کردن با نامحرم ضرورتی در بین باشد ، مانند: سؤال کردن مسائل شرعی از نامحرم و امثال این مورد، و قصد لذت و شهوت هم در بین نباشد و مفسده هم نداشته باشد، اشکال ندارد ؛ ولی به شرط آن که این نوع ارتباط نیز دوام دار نباشد (۱).
پی نوشت:
۱-  آیه الله بهجت ،استفتائات ، ج۴ ، سؤال ۵۲۹۸ و ۵۲۹۹ – ۵۳۰۲ .


اگر یه رو نت فطع بشه

زندگی ، فراتر از یک صفحه نورانی است .

اینگونه خود را اسیر نکنیم ...