نامیرا 313

خواندن بی اندیشه بیهوده است ؛ و اندیشه بدون خواندن خطرناک ...

خواندن بی اندیشه بیهوده است ؛ و اندیشه بدون خواندن خطرناک ...

وبلاگی با خرده روایت هایی از تغییر آرزوها و عاقبت آدم ها...
این روزگار است که آدم ها را در محک انتخاب شدن و انتخاب کردن می گذارد ...

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مقام حضرت زینب» ثبت شده است



  •  چرا حضرت زینب(س) را عقیله بنی هاشم مینامند ؟ 
    

با سلام و تسلیت بمناسبت شهادت حضرت زینب سلام الله علیها

اولا : زینب کبری به خاطر برخورداری از اوصاف عالیه و زکیه ملقب به القاب زیادی شده به طوری که بیش از شصت لقب به آن حضرت در کتب معتبره آمده است .

ثانیا : لفظ عقیله به آن حضرت از همان اوایل کودکی و نیز قبل از وقوع حادثه کربلا داده شده است.

ثالثا : خود لفظ عقیله در میان عرب  : زنی را گویند که در میان خویشانش کریمه و گرامی بوده و درخانه‌اش عزیز و ارجمند باشد .  و کرامت و بزرگواری زینب ـ سلام الله علیها ـ برای تمامی انسانها ثابت شده است.

و رابعا : از جمله ویژگی‌های حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ که او را در این صفت متمایز از دیگران میکرد و به او موقعیت ویژه می‌بخشید عبارتند از :

1- عقل و تدبیرش ایشان بود که در موارد مختلفی در تاریخ ذکر شده است .

2- به خاطر درایت و تدبیر و حلم و بردباریش در بین زنان قریش و بنی هاشم به این صفت شهرت داشتند .

3-شهرت به این لقب در بین بزرگان : ابن عباس وقتی می‌خواهد از زینب چیزی نقل کند می‌گوید:

«حدثتنی عقیلتنا زینب سلام الله علیها

4- خطبه‌ای غراء و آتشین که در کاخ یزید و عبیدالله و در بین مردم کوفه و شام ایراد نمودند که نشان از عقل و تدبیر ایشان است .

5- در حین کوچ دادن اسراء به شام دستور داد محمل‌ها را سیاه پوش کنند بجهت حفظ نهضت حسینی

6- علامة قزوینی در بیان عقیله بودن زینب : سرپرستی آبرومندانه از کاروان و  نجات جان امام سجاد از مرگ حتمی و به لرزه در  آوردن کاخ یزید

7- بیان امام سجاد در مقام علمی حضرت : اَنتِ بحمدالله عالمة بلا معلمة، فهمة غیر مفهمه

8- کسی که در دامان جضرات معصومین علیهم السلام پرورش یافته باشد قطعا این چنین است

بنابراین بعید نیست که این لقب به آن حضرت در دوران خردسالی توسط پدرش امیر المؤمنین به خاطر ذکاوت و

تیزهوشی که داشت داده شده باشد و الله العالم

منابع :

قزوینی، زینب من المهد الی اللحد




                      


 


 

       شش فضیلت از فضائل و مناقب حضرت زینب سلام الله علیها


1. صبر حضرت سلام الله علیها :

«شهید مطهری» در این رابطه می نویسد: « در حماسه حسینی آن کسی که بیش از همه درس تحمل و بردباری را آموخت و بیش از همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید خواهر بزرگوارش زینب ـ سلام الله علیها ـ بود».1

و در ناسخ التواریخ آمده است: «محققاً از آغاز خلقت تاکنون  هیچ زنی از زنهای انبیاء و اولیاء با این حلم و بردباری پدید نیامده است».[2]

2. عبادت آن حضرت :

«زینب کبری در تمام مدت اسارت تهجد و نماز شبش تعطیل نشد»[3]

در کتاب ریاحین الشریعه آمده است:

«شب زنده داری زینب در تمام عمرش ترک نشد حتی شب یازدهم محرم».4

3. سخنوری آن حضرت:

خطبه های آتشین و زیبای زینب در کوفه و شام که یزید و یزیدیان را رسوا ساخت در حد اعلای فصاحت و بلاغت بود. شهید مطهری در این رابطه می نویسد:

«خطابه ای که حضرت زینب در مجلس یزید خوانده است از خطابه های بی نظیر دنیاست».[5]

4. علم آن حضرت:

زمانی که حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ خطبه پرمحتوا و آتشین خود را در بازار کوفه ایراد نمود، امام سجاد ـ علیه السلام ـ در تأیید مقام علمی زینب ـ سلام الله علیها ـ فرمود: الحمدلله تو دانشمند و عالمه ای بدون معلم و بانوی خردمندی بدون استاد می باشی».[6] این سخن امام سجاد ـ علیه السلام ـ نشان دهنده علم لدنی آن حضرت می باشد

5. بزرگواری آن حضرت:

 در بزرگواری آن حضرت ـ سلام الله علیها ـ همین نکته بس که زمانی که در عصر روز عاشورا دو پسرش را شهید کردند از خیمه پای بیرون نگذاشت،[7] در حالی که هنگام شهادت سایر شهدا از خیمه بیرون می آمد و امام حسین ـ علیه السلام ـ را دلداری می داد ولی اینجا برای این که برادرش حسین ـ علیه السلام ـ خجالت نکشد از خیمه بیرون نیامد.

6. شباهت حضرت به پدر بزرگوارش :

خلاصه باید گفت: «شئونات باطنیه و مقامات معنویه حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ نایبه زهرا، امینه خدا.. . را هیچ کس نتواند به تحریر و تقریر در آورد».[8]  «ابن اثیر» می نویسد: «زینب در فصاحت و بلاغت و زهد و عبادت و فضیلت و شجاعت و سخاوت شبیه ترین مردم به پدر خود علی ـ علیه السلام ـ و مادر خود فاطمه ـ سلام الله علیها ـ بود».

منابع:

[1] . مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، تهران، انتشارات صدرا، چاپ بیست و یکم، سال 1375، ج 2، ص 225.

[2] .  سپهر، عباسقلی خان، ناسخ التواریخ، جزء اول، کتابفروشی اسلامیه، ص 73.

[3] . مطهری، مرتضی، تفسیر سوره مزمل، تهران، انتشارات صدرا، 1364، ص 68.

[4] . محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج 3، ص 61.

[5] . مطهری، مرتضی، فلسفه اخلاق، تهران، انتشارات صدرا، 1375، ص 59.

[6] . محلاتی، ذبیح الله، پیشین، ج3، ص 75.

[7] . همان، ص74.

[8] .  سپهر، پیشین، ص 73